تبليغاتX
یاس سیاه(موریک کدهای جاوا و خنده دارها)

یاس سیاه(موریک کدهای جاوا و خنده دارها)

 

 

 

 

 

این روزا

این روزا ، دریای دل ، بدجوری طوفانی شده

آسمون این چشا ، بدجوری بارانی شده

 

این روزا ، جای یه چیزی ، توی قلبم خالیه

تكسوار رویاهام ، مترسكی پوشالیه

 

این روزا، انگار ازین ، عالم و آدم بریدم

از تموم خوش به حالی هام ، دیگه دست كشیدم

 

این روزا ، عطر اقاقی رو ، دیگه دوست ندارم

یا اگر دارم ، دیگه حتی به روم نمیارم

 

این روزا ، توی دلم ، صدای غم رو میشنوم

میگه بعد ازین میام ، هر روز بهت سر میزنم

 

این روزا ، عشق و یقین ، از دل من فراریه

قصه ی تحمل هم ، حكایتی تكراریه

 

این روزا ، هیچ قسمی رو ، دیگه باور ندارم

اعتقادی هم به عشق و ، یارو یاور ندارم

 

این روزا ، شك میكنم ، به پاكیه زلال آب

حتی حرمت نداره ، دیگه برام تعبیر خواب

 

این شبا ، حتی چشام ، خوابهای رنگی ندارن

همه شون سیاه سفیدن ، كه قشنگی ندارن

 

این شبا ، آسمون دلم ، چقدر بی ستارس

قصه های شب من ، همش كم و نیمه كارس

 

این شبا ، دیوهای قصه هام ، دیگه دود نمیشن

كه جاشونو ، به فرشته های مهربون بدن

 

این روزا ، صدای بارونم دیگه تكراریه

مثل ضجه های اون ، ساعتهای دیواریه

 

ساعتی كه تیك تیكش ، قلب سكوت و میشكنه

قصه ی رفتن عمرو ، داره فریاد میزنه

 

این روزا ، فكر میكنم ، فقط باید دعا كنم

اونی رو كه گم شده توی دلم ، صدا كنم

 

شاید آفتابی بشه ، تو شب یلدای دلم

شایدم حل بكنه ، اینهمه درد و مشكلم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 14:17  توسط ارمین   | 

نام یکتای مهربان

xsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gif

خدای من قشنگه....................خالق هرچی رنگه

 

خدا خودش می دونه................فقط خدا می دونه

 
دستای من چه سرد..................سردی اون زدرده

 

 
می خوام برم جدا شم...........برم یه آسمون شم

 

 
می خوام ستاره باشم.............شبا مهتاب بپاشم

 

 

می خوام برم از این جا..................بال بزنم به بالا

 

می خوام یه جا پنهون شم.....به رنگ آسمون شم

 

می خوام برم اون دورا.............جدا بشم از این جا

 
می خوام برم باد بشم..............حروم گل ها بشم

 

 
می خوام نارنجی باشم........از دست غم جدا شم

 

 

می خوام یه ماهی باشم............دائم فراری باشم

 
می خوام بشم یه دریا...............یعنی میشه خدایا

 

 
می خوام بیام پیش تو................ببینم فرشته هاتو

 

 

تو دل من یه گنجه ............روح خداست اون گنجه 

 

می خوام پرندهباشم.................بال بزنم جدا شم

 
می خوام که تنها باشم.............بشینم و رها شم

 

 
خدا دلم داره می میره..............از دست این زمونه

 

 

دلم مشکی پوشیده..................شده سیاه و تیره

 

می خوام پروانه باشم.............پرهای رنگی باشم

 

می خوام یه مورچه باشم.........زیر زمین قایم شم

 

روح سفید پوش بشم...............تو قبرا ویلون بشم

 

مث کویر تشنه شم.................تنها و ساکت بشم

 

اسیر گنجشک بشم............دونه جوجه هاش شم

xsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gifxsgs_8012.gif 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 17:42  توسط ارمین   | 

عاشق

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش  ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي

سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي

باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته

بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از

رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 14:14  توسط ارمین   | 

حوزه علمیه لس آنجلس

حوزه علمیه لس آنجلس

 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:24  توسط ارمین   | 

نامه يك دختر به همسر آينده اش

نامه يك دختر به همسر آينده اش

 
 

 

 


عزيزم! 

 

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست  هي بالاتر برود! 

 

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور  ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم! 

 

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن،  خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد! 

 

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي! 

 

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم  مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود! 

 

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟! 

 

اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره... 

 


اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست  داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط ارمین   |